چگونه امام حسین(ع) را کشتیم؟

«انا لله و انا الیه الراجعون»

اگر واقعا بر این باوریم که آخرتی در کار است و آن آخرت بهتر از این دنیاست و این آخرت است که جاودان، باقی و ماندنی است، چرا در راستای حفظ دنیا و دارایی های دنیویمان سکوت کرده ایم؟! چرا مصلحت اندیشی می کنیم؟! مصلحت اندیشیمان یعنی چه؟ معنایش غیر از این است که بقای دارایی های دنیویمان را بر دارایی های اخرویمان ترجیح دهیم؟! آیا در قرآن ندیدیم که بارها و بارها بر یهود و مسیحی نفرین شد که چرا چشم هاشان را بر بی عدالتی بستند؟ آیا به خاطر کوتاهیشان در امر به معروف و نهی از منکر نفرین نشدند؟ چگونه است که فکر می کنیم تا ابد زنده ایم؟ میلیون ها نفر قبل از ما زنده شدند و مردند؛ چگونه است که فکر می کنیم نوبت ما فرا نمی رسد؟!

چرا احساس تکلیف نمی کنیم؟!

عده ای از ما دینمان را در مسائل اجتماعی و حجاب و ریش و تسبیح و «بسم الله» های فراوان روزانه و شبانه خلاصه کرده ایم در حالی که چشم هامان را به اقتصاد و بی عدالتی های موجود بسته و عدالتخواهی را مارکسیسم و مَتِریالیسم می خوانیم؟! چه تفاوتی با آن راهب درویشی داریم که از ترس گناه از مردم دوری جسته و شبانه روز در گوشه ای مشغول به ذکر و دعاست؟! چرا اقتصاد اسلامی را نادیده گرفته و چشممان را بر مسائل اجتماعی و حجاب و ریش و نماز و روزه خیره کرده و غیر از آن چیزی نمی بینیم؟! با آن مارکسیست و سوسیالیست بی اخلاق دین ستیز که تنها عدالت اقتصادی را مد نظر داشته و چشمش را بر آن خیره کرده و مسائل اجتماعی، حجاب، خدا، معاد و شان زن را نادیده می گیرد چه تفاوتی می کنیم؟! آیا جز این است که همانند مارکسیست ها چشمانمان را بر روی وجهی از حق بسته ایم؟! آیا وقت آن نرسیده که چشم دیگرمان را باز کنیم؟!

چه کسانی امام حسین(ع) را کشتند؟

کودکانمان تبدیل به ربات هایی بی احساس در راستای قبولی در کنکور در رشته ی پزشکی شده اند؛ جوانانمان بی کارند و هیچ امیدی به آینده و تشکیل زندگی ندارند؛ دانشجویانمان در دانشگاه ها به جای درس به هرزگی و ارتباطات نامشروع مشغولند؛ بیمارانمان در بیمارستان ها از فرط نداری و به میمنت «طرح تحول جیب پزشکان» از پس هزینه های درمان بر نیامده، از شدت درد و فقر شخصیت و وقار خود را برای اندک کمکی زیر پا گذاشته و دست به سوی دیگران دراز می کنند؛ حق و حقوق کارگرانمان زایل شده و عملا عمله ی چندی سرمایه دار خونخوار شده اند؛ سالمندانمان هیچ گونه بیمه ای نداشته و تا کهنسالی مشغول به کارند؛ از طرفی عده ای به نام «مردمی سازی» با دستبرد در قانون اموال بیت المال را بین خورد تقسیم می کنند!! به نام «عدالت» و «اقتصاد مردمی» تمام منابع مصرفی و غیرمصرفی را گران کرده و در ازایش پشیزی به نام «یارانه» مردم پرداخت کردند که آن هم باعث تورم و بدبختی بیشتر قشر مستضعف شد! عده ای با تغییر قوانین برای خود و آشنایانشان حتی بانک تاسیس نموده، از هیچ پول خلق کرده و وام ربوی می دهند؛ عده ای با تغییر قوانین و به نام «مردمی سازی اقتصاد» مالکیت کارخانجات و موسسات تولیدی حکومت و بیت المال را با زیر پا گذاشتن اصل اساسی حکومت اسلام یعنی «جمهوریت» و بدون شور و مشورت با ملت اموالشان را در بازار بورس به سرمایه داران و شکم پروران زالو صفت واگذار کرده و حاصل تلاش ساعت ها و روزها رنج و سختی کارگران را به زالوصفتان شکم پروری هدیه می دهند که تنها زحمتی که برای سرمایه ی هنگفتشان کشیده اند کلیک کردن روی گزینه ی «تایید» سایت بازار بورس بوده است!! چطور شد که به نام «مصلحت» و بقای نام «اسلام» سکوت کرده و «ذات» اسلام را فدای «نام» آن نمودیم؟! چطور شد که فکر می کنیم شیعه ی حسینی هستیم و به بهشت می رویم؟! چطور شد که فکر می کنیم دنباله رو راه امامیم؟! ابتدا باید ببینیم چه کسانی امام را کشتند! کافی است به خطبه ی امام در منا نگاهی بیندازیم!

 

در ذیل ببینید: چه کسانی امام حسین(ع) را کشتند؟

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*