نظام اقتصادی مبتنی بر کار و تولید: نظامی خودکفا، فاقد تورم و بیکاری

پول چیست و نظام پولی امروزی چگونه است؟

نظم جهانی جهودی امروز با استفاده از قدرت هنگفت رسانه ای خود اولویت داشتن «سرمایه» بر «کار» را در اذهان عموم بشری به امری بدیهی تبدیل ساخته(به عنوان مثال لزوم استقراض ربوی حکومت از بانک و همچنین لزوم وجود دلار، یوان، طلا و … در بانک مرکزی به عنوان پشتوانه ی تولید پول ملی)؛ در این نظم شرط اولیه انجام هر کاری وجود «سرمایه» یا «پول» است و بدون وجود آنها هیچ کاری را نمی توان صورت داد! این نظام «پول» را یک «کالا» و «هدف نهایی اقتصاد» می داند که برخی از آن عده ی قلیلی از آن بهره مندند و عده ی کثیری فاقد آنند و افراد فاقد این کالا باید در راستای کسب آن در خدمت افراد صاحب پول قرار گیرند  که تبلور این ایدئولوژی را می توان در نفوذ واژگانی چون «کارایی»، «بهره وری»، «سود آوری» در سیاست های اقتصادی دانست؛ حال آنکه «پول» چیزی نیست جز وسیله ای بی ارزش در راستای مبادله ی کالا و دارایی ها بین افراد که پس از مبادله ی کالا به کالا در جهت تسهیل مبادلات ابداع شد و روی کار آمد. پول چیزی نیست جز معیاری برای تعیین سهم هر فرد از منابع قابل خرید موجود در ناحیه ای که آن پول کاربرد دارد و آن ناحیه می تواند از یک بخش کوچک در اقتصاد(مانند پول اقتصادی جهود در کمپ های کار آلمان در جنگ جهانی دوم) گرفته تا یک کشور(مانند پول ملی کشورها)، قاره(مانند یورو) یا حتی کل کره ی خاکی باشد(دلار)؛ به عنوان مثال پول وسیله ای است که تعیین می کند از یک کیک چقدر سهم فرد الف و چقدر سهم فرد ب است؛ بنابراین این نحوه و نسبت توزیع است و نه کمیت پول که تعیین می کند سهم هر فرد از منابع موجود در اقتصاد(کیک) به چه میزان می تواند باشد. حال آیا از خود نمی پرسیم که چرا یک سرمایه دار(بانک خصوصی) باید تولید پول را در دست گرفته و او تعیین کند که سهم هر فرد از منابع موجود در کشور چقدر باشد؟! آیا از خود نمی پرسیم که چرا تولید پول ملیمان مبتنی بر طلا یا ارزهای خارجی حاصله از صادرات بوده و چرا خودمان برای توزیع پولمان تصمیم گیری نمی کنیم؟!

تورم

گفته می شود که اگر طلا یا ارزهای خارجی حاصل از صادرات پشتوانه ی تولید پول یک کشور نباشند اقتصاد سریعا دچار تورم شدید شده و از هم می پاشد! در پاسخ می توان به یک جمله بسنده کرد و آن اینکه “مهلک ترین و سمی ترین دروغ ها برای حقیقت دروغی است که توام با حقیقت باشد!!”؛ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید به ماهیت، چگونگی و چرایی به وجود آمدن تورم توجه شود. تورم زمانی ایجاد می شود که میزان «پول» در بازار فراتر از میزان «منابع قابل خرید» باشد و افراد زیادی به دلیل داشتن پول جویای خرید باشند در صورتی که منبعی برای خرید وجود نداشته باشد! (تورم مثبت؛ تورم منفی زمانی روی می دهد که این میزان عکس آنچه گفته شد باشد) چرا که همانطور که گفته شد پول چیزی نیست جز یک واسط و وسیله ای برای مبادله یا توزیع منابع قابل خرید. پس بنابر آنچه گفته شد تنها زمانی می توان از شر تورم(چه مثبت و منفی) نجات یافت که تولید «پول» هماهنگ با تولید «منبع قابل خرید» پیش رود(نه ذره ای کم تر و نه بیشتر!) که این امر وجود ناظر و ولی امری پاسخ گو، قابل اعتماد و مردمی را می طلبد که با تمام قوا و توان مسئولیت هماهنگی تولید پول با تولید منبع قابل خرید را بر عهده گیرد که آن کسی نیست جز حاکمان و امامان حکومت اسلامی.

چه چیز «منابع قابل خرید» را به وجود می آورد؟! کار و تولید!

 با کار است که مشکل تورم حل می شود، آن هم کار تولیدی که منجر به ایجاد منبعی قابل خرید شود و نه کار واسطه ای همچون تجارت، خرید و فروش و … که هیچ منبع قابل خریدی را ایجاد نمی کند! چنین است که جهود واسطه گر، تاجر و رباخوار، این انگل اقتصادی که همانند زالو از دسترنج ساعت ها و ماه ها زحمت کارگر تغذیه می کند پولش برایش کار می کند، خود هیچ کاری نمی کند و پول به دست می آورد و حتی باعث افزایش قیمت و در نتیجه تورم نیز می شود!!  باید کار واسطه ای و کار پول و سرمایه را ریشه کن کرد و در عوض جامعه را به کار تولیدی یدی و ذهنی سوق داد تا با افزایش روز افزون تولید، منابع قابل خرید را در بازار افزایش و درنتیجه تورم را ریشه کن کرد، و این امر جز با این اصل میسر نمی شود:

الزرع للزارع و لو کان غاصبا!

کشت از آن کشاورز است، گرچه در زمین غصبی باشد!

 

 

در ذیل ببینید: سخنرانی هیتلر در مورد خودکفایی و نظام اقتصادی مبتنی بر کار و تولید و لزوم کنار زدن اقتصاد بانکی مبتنی بر طلا و سرمایه

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*