تاملی در رابطه با «ربا»

وقتی از لحاظ اقتصادی به دنیای امروز می نگرم، به اختلاف شدید طبقاتی موجود، نه تنها در ایران، بلکه در کل جهان! جهانی که امروزه عده ی قلیلی کم تر از ۱ درصد جامعه انسانی بیش از ۹۹% باقی مانده مال و ثروت دارند، به مالتی میلیاردرهای بین المللی که آنقدر ثروت دارند که با عدد و رقم نمی توان وصف کرد!! به خاندان روثچایلد، راکِفِلِر، مُرگان، جورج سروس!! به میلیاردر های وطنی و داخلی، آخوندی و آخوندی ها!! چطور شده که توانسته اند اینقدر ثروت اندوزی کنند؟! چطور توانسته اند اینقدر کار کنند تا پول به دست آورند؟؟!! چطور یک کارگر معدن از طلوع خورشید تا غروبش در سخت ترین شرایط کار می کند و اوضاع و احوال زندگیش چنین است و چطور شده که افرادی به اصطلاح مدرن و فرهیخته، صاحب فکر، کار آفرین!! کسانی که در طول عمر پر زرق و برقشان حتی یک لکه از آلودگی و کثیفی برکت و شلوار انگلیسی اتوکردِشان ننشسته!! چطور اینها چنین اند و آن کارگران معدن چنان!! این چه کاریست که توانسته این حجم گسترده از ثروت را به آنها دهد؟! حتما شب و روز سر کارند و در حال تلاش!! اما نه!! عقل حکم می کند فردی که تمام شب و روز کار می کند حقوق و درآمدش به طور متوسط دوبرابر کسی باشد که تمام روز مشغول کار است؛ اما وقتی به سطح ثروتشان نگاهی می اندازم اختلاف نه دو برابر، نه بیست برابر، نه دویست برابر، بلکه حدود دو هزار برابر است(بلکه بیشتر!!)!! جل الخالق!! یعنی دو هزار برابر بیشتر از یک کارگر معدن کار کرده؟! شاید از قانون عالِمِ جهود، انیشتین بهره برده، سرعتش را به سرعت نور رسانده و زمان را برای خودش ایستا کرده است، طوری که یک ساعت برای کارگر معدن یک هزار سال برای اوست!! اما باز در تامل می روم، چرا باید این فکر ها را کنم!! او یک قِران دارد فلانی صد قِران، هزار قِران! اسلام مالکیت فرد را در حد اعلی احترام می کند و در حکومت اسلامی هیچ کسی حق ندارد اندک تعرضی به مالکیت و ثروت فرد داشته باشد. اما دوباره به خود می آیم! می بینم که درست است که اسلام مالکیت و ثروت فرد را محترم و مقدس می شمرد و آن را تحت هر شرایطی حفظ می کند، اما در رابطه با نحوه ی کسب ثروت چطور؟! آیا هر کسبی محترم و جایز است یا اینکه اندک حلال هایی داریم و هزاران حرام ها؟؟!! آیا کسب ثروت و مالکیت به هر شیوه ای جایز و حلال است؟! میلیاردر های ملی و بین المللی چطور این ثروت کلان را به دست آورنده اند؟!چطورررر؟؟!! تنها به یک شیوه!!: کار کردن پول!! این پول است که برایشان کار می کند، با سرمایه گذاری در بازار بورس و خرید سهام های کارخانجات و شرکت ها، با تاسیس بانک و شرکت های بیمه، با خرید بیمارستان ها و دانشگاه ها و کارخانجات و سپردن آنها به مدیری برای اداره! با بساز و بفروش ساختمان های مسکونی و تفریحی و … یا بساز و اجاره!!!! با صرافی و تبدیل ارزهای ملی و بین المللی به یکدیگر! آنوقت کنترل رسانه ها را نیز عهده می گیرند و می شوند «کارآفرین» برتر!! جار می زنند مردممم… شما به ما نیاز دارید! ما نباشیم همگیتان بیکارید! نان خوردنتان را ما می دهیم! تا کسی حرفی می زند می گویند ساکت! باید شرایط امنی برای سرمایه گذار و در نتیجه رشد اقتصادی ایجاد کنیم!! این وسط خدا کجاست؟! دین کجاست؟! حوزه ی علمیه کجاست؟! حوزه ی علمیه مشغول تئوری سازی در شرعی ساختن این اوضاع و احوال است!! تدوین واژگانی چون مضاربه، مزارعه، جعاله و … در راستای اسلامی سازی بورس و سرمایه گذاری! در یک کلام ربا! آیا از خود پرسیدیم که چرا ربا حرام است؟ اصلا ربا یعنی چه؟! چرا قرض دادن پول و دریافت بهره از آن ربا و حرام است ولی سرمایه گذاری در فلان شرکت و یا کارخانه یا موسسه ی تولیدی و کسب سود از آن حلال!! چرا اجاره دادن ساختمان و کسب درآمد ماهیانه حلال است و اجاره دادن پول حرام؟؟!! در مورد اول گفته می شود که در قرض دادن پول فرد قرض گیرنده موظف می شود که بهره ای از پیش تعیین شده بپردازد و امکان ضرر ندارد ولی در بحث سرمایه گذاری، فرد امکان دارد ضرر کند و بهره ای حاصلش نشود!! در مورد دوم اینطور پاسخ داده می شود که با قرض دادن پول، پولِ قرض داده شده از بین نمی رود و می توان عین آن را بازپرداخت نمود ولی در قرض ملک و … اصل مال ممکن است بر اثر حوادث طبیعی و غیر طبیعی از بین رود!! از این پاسخ ها تنها یک اصل را فهمیدم و آن اینکه هر که ریسک پذیرتر، مسلمان تر!! و هرچه معامله ریسکی تر شرعی تر!! هر چه با خود فکر می کنم این دلایل را بی بنیه می یابم، مثلا چطور فردی به شرع اسلام گوش فرا دهد و اموال بدون استفاده اش را به دیگران یا به حکومت اسلامی ببخشد در حالی که می تواند آن را قرض دهد و از طریق قرض سود بیشتر کسب کند!! چطور روثچایلد، راکفلر، مرگان و از همه مهم ترین بورس بازِ زمان، جورج سروس طبق شریعت اسلام عمل می نمایند؟؟!! چطور کشور اسرائیل طبق شرع اسلام به وجود آمده؟!(اسرائیل پس از معامله ی دولت انگلیس با روثچایلد در  سال ۱۹۱۷ در ازای کمک مالی و غیر مالی جهود در جنگ جهانی اول ایجاد شد)؛ این بازار بورس بود که اسرائیل را به وجود آورد، اگر روثچایلد نبود اِشتاین، اگر اِشتاین نبود لِوی، اگر لِوی هم نبود یک جهود دیگر که از طریق بورس صاحب اموال کثیر شده آن را به وجود می آورد، پس عامل اصلی بورس و ربا است و بس!

 

خیر، قلب و عقل این تئوری های شرعی سازی ربا را قبول نمی کنند؛ چیز دیگری می گویند، ربا در «کار کردن پول» است و بس؛ نه در ریسک از دست دادن مال؛ و این ریسک پذیری نیست که ربا را شرعی می کند؛ چطور اسلام به کشاورزان و دیگر کارگران دستور داده بخشی از اموال خود را که از طبیعت به دست آورده اند و خود کاری را بابت کسب آن انجام نداده اند تحت عنوان زکات به حکومت اسلامی دهند؟! پس ربا در کارکردن پول است، در کسب سود بدون کار یدی و فکری است، و اینطور می شود که در جهان امروز این همه بی عدالتی و بی اخلاقی وجود دارد و این طور می شود که جنگ آخرالزمان جنگ با ربا و تبلور فیزیکی آن یعنی اسرائیل است. جنگ آخرالزمان، جنگ حق و باطل است، جنگ آریایی علیه جهود، جنگ کار و کارگر علیه ربا و رباخوار.

 

ای بردار… ای خواهر… این بی عدالتی که می بینی همگی از ربا و رباخوار است، از اقتصاد گرفته تا مسائل اجتماعی و حتی سیاست! اگر می خواهی تورم را کم کنی، ربا و رباخوار را ریشه کن تا تولید زیاد شده و تورم به صفر برسد، اگر می خواهی رفاه را افزایش دهی، از حقوق کارگر دفاع کنی، فقر و گرسنگی موجود در جهان را از بین ببری و از همه مهم تر با تبلور شیطان، اسرائیل خبیث مبارزه کنی ربا را ریشه کن، با تغییر قانون. قانون تعیین کن، نه قانونی کلی و نامشخص، بلکه قانونی دقیق، جزئی و کاملا شفاف؛ آنگاه خواهی دید که سیلی محکمی بر دهان جهود و عمال جهود زده ای!

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*