آزادسازی حکومت و ملت از بدهی و پرداخت بهره به مراکز مالی بزرگ

حکومت نباید هیچ بدهی داشته باشد، چرا که اصلا لزومی ندارد! نمی توان به هیچ وجه حکومت را مشابه یک فردی از افراد جامعه پنداشت که همواره خواستار وام و در نتیجه بدهی است! حکومت کنترل تولید پول را بر عهده دارد، کاری که یک فرد از افراد جامعه نمی تواند بکند! حکومت می تواند از این حق خود بسیار بهتر استفاده کرده و پول را بدون هیچ خطری نسبت به تورم خلق نماید، اما این امر شرط دارد و آن هم اینکه در درجه نخست:

         بانک مرکزی و تمامی بانک های دیگر ملی شوند.

         برای تمامی پروژه های عمومی کلان(نیروگاه آب، رِیل و …) خلق پول نه به وسیله ی وام، بلکه به وسیله  اوراق بدون بدهی حکومتی یا بدون استفاده از هیچ پولی صورت پذیرد.

به بیان دیگر: خلق بی حد و حصر پول بدون خلق هیچ کالای با ارزشی به معنای تورم است…اما نتیجه ی صحیح این است که توزیع اوراق بدون بدهی توسط حکومت نمی تواند هیچ تورمی را به وجود آورد اگر خلق کالا با ارزش متناظر به صورت همزمان صورت پذیرد!


به عنوان نمونه تاسیس یک پایگاه الکتریکی بزرگ با استفاده از نیروی آب می تواند به طریق زیر صورت پذیرد:

حکومت از طریق شورای مقننه به منظور استفاده از نیروی آب باواریا(Bavaria)، ساکسونی(Saxony) یا هر جای دیگر اقدام می کند. حکومت محلی یا هر نهاد دیگری تصمیم به ساخت نیروگاه گرفته و به وزارت اقتصاد یا بانک مرکزی این اجازه را می دهد که شروع به خلق مقداری پول با نماد اختصاصی نماید(برای اینکه نشان دهند این پول ها کاملا با پشتوانه ی کارهایی خلق می شوند که می خواهد صورت پذیرد). این پول ها تحت ضمانت حکومت قرار دارند. هیچ فردی نمی تواند در این پول ها تورمی را مشاهده کند. ساخت و ساز با اعتباری که از سوی شورا تامین می شود صورت پذیرفته و پول های خلق شده قانونی می گردند.

وقتی که کار کامل شود، نیترات یا الکتریسیته به ازای پول خلق شده برای مشتریان تامین می شود و طی چند سال معدود پول های عرضه شده می توانند بازگردند و نابود شوند.

نتیجه: حکومت یا همان ملت کارهای جدیدی را ایجاد نموده که می تواند منابع بسیار عظیم جدیدی از درآمد را فراهم آورده و ملت بدین وسیله ثروتمند تر می شود.


برای اثبات ناکارامدی سیستم حاضر بگذارید نظام پولی فوق را با نظام حاضر مقایسه کنیم:

وامی گرفته می شود. چند سرمایه دار کاری را می کنند که بقیه ی ملت به هیچ وجه اجازه ندارد بکنند! اگرچه مجلس بدان رای داده! اجازه داده می شود دولت که از این چند سرمایه دار وام بگیرد! دولت به جای استفاده از حق حاکمیت مستقیم خود برای نفع هر چه بیشتر ملت، درگیر پرداخت بهره ای دائمی برای مقدار پولی می شود که برای اتمام یک کار مورد نیاز است، بنابراین طناب دار را به دور گردن خود می اندازد، شروع به توزیع اوراق قرضه می نماید تا قدرت خرید را ایجاد کند؛ اما جامعه دچار صدمه می شود، چرا که کار صورت پذیرفته وابسته ی به سرمایه شده است و این امر باعث می شود که سرمایه خود را حفظ نموده، قیمت ها را تعیین و سودها را از آنِ خود کند. بنابراین این سرمایه گذاران خواهند بود که با توسعه نیروگاه آبِ ملت ثروتمندتر می شوند!… آنها علاقه دارند که چنین انحصاراتی را در ارتباط با گاوهای شیرده همیشگی داشته باشند! جامعه ملزم می شود برای نیترات و جریان برق هزینه پرداخت نماید و یک بار دیگر بخشی از مالکیت ملی در راستای منافع سرمایه گذاران به کار گرفته می شود!    

منبع: کتابچه برنامه و نظریات حزب کارگر سوسیالیست ملی آلمان(نازی) نوشته گاتفرید فِدِر از اعضای نخست حزب

The program of NSDAP(The national socialist german worker`s party) and its general conceptions, Gottfried Feder, 1932

           

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*