اندک انتقادات و پیشنهاداتی در خصوص اقتصاد مقاومتی!

 هر چند این حقیر خود را در جایگاهی نمی بینم که نظر، پیشنهاد یا انتقادی را برای امام امت اسلام، حضرت آیت الله خامنه ای مطرح کنم، اما به دلیل کوتاهی، محافظه کاری یا در برخی اوقات وابستگی اقتصاددانان کشور به بیگانگان و عقاید آنان که اثرات خود را در سیاست های اقتصادی کشور در چند دهه ی گذشته گذاشته، اندک نکاتی را مطرح می کنم تا در پیشگاه پروردگار در روز رستاخیز سر خم ننموده و به دلیل عدم بیان آنچه با تمام وجود بدان اعتقاد داشتم(هر چند برای مخاطبانی بسیار اندک) شرمنده نباشم:
در خصوص درون زایی اقتصاد و عدم وابستگی به سرمایه دار های جهود و غیر جهود غرب و شرق: در حال حاضر با این خصوصی سازی های گسترده از طریق بازار بورس در راستای چیزی که مردمی سازی خوانده می شود و با توجه به اینکه جذب سرمایه خارجی یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی است چطور می توان کشور را از چنگال خونین افرادی چون جورج سُروس و دیگر جهود سرمایه گذار حفظ کرد؟ آیا تا به حال فکر کرده ایم که چرا سروس و سروسی ها سرمایه شان را به ناگهان از کشوری خارج و آن را نابود می سازند؟ آنها نه به تولید و نه به زندگی مردم کشورها هیچ اهمیتی نمی دهند، تنها چیزی که می خواهند پول و سود است؛ نخست انقلاب رنگی راه می اندازد تا شرایط اقتصادی وخیم شده و سهام های بازار بورس ارزان شوند،در گام بعد به خرید سهام های ارزان شده می پردازد و پس از طی دوره ای از آرامش و ثبات نسبی قیمت سهام ها دوباره آنها را می فروشد تا در یک چشم به هم زدن سود هنگفتی را کسب کند! برای جلوگیری از وقوع چنین واقعه ای چه تدبیری شده؟! خصوصا که جهود و عمال جهود به خون جمهوری اسلامی و ولایت فقیه تشنه اند و کشور مورد حمله مالزی یا گرجستان یا انگلیس نیست!! چرا ما نباید از سرمایه ی داخلی استفاده کنیم؟ چرا خودمان پول خلق نکنیم؟ المان، ژاپن و ایتالیا پیش از جنگ جهانی پول خود را چاپ کردند و ثابت کردند که نیازی به سرمایه خارجی نیست،این منبع خام و کار است که مورد نیاز است و بس که خدا هر دو را به ما اعطا کرده، چه نیازی به سرمایه خارجی است؟ آلمان ها شیوه نوین پولی خود را داشتند، چرا ما نداشته باشیم؟ مگر ذهن جوان ایرانی از ذهن جوان آلمانی  پست تر است؟ مگر ذهن جوان ایرانی از اذهان جهود غرب و شرق امروزی فرومایه تر است که ما مجبوریم از نظام ها و رویه های غلط غرب و شرق پیروی کنیم؟
در رابطه با صادرات: اینکه گفته می شود اقتصاد کشور باید صادرات محور باشد زیان های جبران ناپذیری را چه از لحاظ عدالت و چه از لحاظ پیشرفت به بار می آورد. در این رقابت تنگاتنگ جهانی برای صادرات چطور می توان رقابت کرد؟ غیر از اینکه ارزش پول ملی مان را ناچیز و نابود کرده تا کالاهای صادراتی مان ارزان شده و به اصطلاح جذاب شود برای سرمایه دارهای شرق و غرب؟!کما اینکه امروز می بینیم ارزش پول ملی به شدت افت می کند و به روند نزولی خود ادامه می دهد! چرا باید از چین تقلید کنیم؟ چرا باید با دستان خودمان در چنگال استعمار نوین با خوشحالی و با شور شوق وارد شویم؟ اینکه با کاهش ارزش ملی سرمایه گذاری در کشور برای سرمایه داران جهود و غیر جهود غرب و شرق جذاب شود؟ اینکه کالاهای صادراتی مان جذاب شوند؟ چه نیازی برای صادرات است؟ مگر نه اینکه صادرات می شود تا وارداتی صورت پذیرد؟! برای چه وارداتی؟ مگر ما مواد اولیه به قدر کافی نداریم؟ خودمان می توانیم آنچه را که نیاز داریم را تولید کنیم! مگر کارگر ایرانی پست تر و فرومایه تر از کارگر غربی است؟ فرض کنیم که اندک نیازی به واردات هم باشد! می توانیم به شکل تهاتر انجام دهیم! در سده ی گذشته ده ها کشور این کار را کرده اند و نتایج بسیار مثبتی هم داشته، چرا ما نکنیم؟ چرا اقتصاددانان ما هیچ سخنی از تهاتر به میان نمی آورند؟ با تهاتر اصلا نیازی به سوئفت و … نیست، بگذارید تحریم کنند، تمام جهان تحریم کند، می توانیم با مبادله ی تهاتری تحریم را دور بزنیم کما اینکه آلمان پیش از جنگ جهانی کرد!کما اینکه دیگر کشورها کردند؛ چرا ما نکنیم؟ چرا باید نفت خاممان را بفروشیم به جهود غرب و شرق تا آنان با نفتمان چرخ کارخانجات و سانتریفیوژ ها و مراکز دیگرشان را بچرخانند و با همان نفت تیشه به ریشه ی انقلاب اسلامی زنند؟
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته، #گمنام

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*