نظام پولی مبتنی بر بدهی، فتنه ی جهودِ دجال!

فرض کنید یخ های قطب جنوب ذوب شده و سرزمین های پهناور و حاصلخیزی پدیدار شده اند و به شما این اجازه داده شده که هر میزان زمینی که خواستید آباد کنید و مالک تام آن باشید!

در نظام پولی مبتنی بر بدهی اینطور به شما القا می شود که برای انجام هر اقدامی از کندن علف های حرز گرفته تا شخم زدن زمین با بیل باید از بانک وامی را دریافت کنید، آن هم با بهره! در بانک دولتی نتیجه ی تلاش و کار یک فرد به نا حق از او ستانده و به تمام ملت واگذار می شود(کمونیسم) و در بانک خصوصی به جیب یک یا چند سرمایه دار می رود(سرمایه داری)! پولی که بدون تضمین تولید محصول قابل خرید مشابهی خلق شده! تورم!! و تورمی که با افزایش روز افزونش اندک پولی را که کارگر وام گرفته هیچ و پوچ می کند! در این نظام به دلیل وابستگی «کار» و «کارگر» به «سرمایه» و «سرمایه دار» نه تنها آنهایی که کار می کنند(کارگران) حق و حقوقشان زایل می شود بلکه تمام منافع تنها نصیب کسانی می شود که هیچ کاری نکردند(سرمایه داران)! این نه تنها یعنی بی عدالتی، بلکه چیزی فاجعه بارتر از آن، نابودی تمدن و نسل بشر به دلیل تشویق تنبلی و سکون(جهود) و تنبیه کار و خلقت(آریایی)! خدای این جهان کثیف و شرم آور چه کسی خواهد بود؟! کسی غیر از جهودِ دجال با چشم حریصِ ماده گرا و قدرت طلب خود که نظام پولی مبتنی بر بدهی را کنترل می کند؟! کسی که با فریب و فتنه ادعای خدایی کرده و به انسان می گوید: “دیدی خدایی که تا به حال می خواندی دست هایش چطور بسته است؟!…حال این منم اله تو!…این منم که به تو روزی می دهم… موجودیتِ تو از سرمایه من است…از صدقه سری وامِ من است”!!

اما…

در نظام پولی مبتنی بر کار، فرد هیچ نیازی به دریافت وام(چه با بهره و چه بدون بهره) نمی بیند! چرا که به تمامی وسایط لازم برای آباد ساختن هر قدر زمین که مایل باشد فراهم می بیند! می تواند از چوب های درختان با کمک ذهن خود تیشه یا بیلی بسازد! به راحتی زمین را آباد می کند و حتی می تواند کلبه ی زیبایی را در گوشه ی زمینی که به تازگی صاحب شده با کمک قوای بدنی و نیروی فکرش موجود سازد! او در ازای نعمت هایی که خالق هستی به او عطا کرده(زمین، قوای بدنی و …) سجده ی شکر می گذارد و یک پنجم محصولاتش را به مستمندان، ناتوانان، یتیمان و … می دهد؛ حتی گهگاهی از روی شوق خدمت به خلقِ خالق خویش، زمینش را در اختیار برادرانی می دهد که در آباد سازی زمین برای خود ناتوان بوده اند؛ آنها اگرچه مالک هیچ زمینی نیستند اما این فرصت را یافته اند که کار کنند و در ازای عرقِ جبینِ خود محصولی را بدست آورند. “وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى”! او با این کار تبدیل به تحدیدی هنگفت برای حاکمیت جهودِ دجال می شود، چرا که بردگان سیستم بدهی محور با دیدن سیستم مبتنی بر کار از خواب غفلت بیدار شده و علیه سیستم جهودی قیام می کنند!

  

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*