داستان «برابری» یا «حقوق» زنان

داستان «برابری»(Equality) یا «حقوق»(Rights) زنان شبیه داستان مضحکی است از دعوای  دو سنگ!! یکی سنگ معمولی که از ته رودخانه آورده شده(مرد) و یک طلای ناب که به سختی از معدن استخراج شده(زن)! در این داستان مضحک و ملال آور فردی حریص و خونخوار(جهود) نیز حضور دارد! جهود که سودای غصب تمامی طلاهای موجود را در سر دارد با بوق و کرنا همواره به گوش طلا می خواند که:
” ببین فلان سنگ را که از رودخانه آورده شده؛ می بینی چگونه آزاد است؟! بدون هیچ پوششی!! هیچ کس هم دست بهش نمی زند! چرا باید تو را بپوشانند؟ ببین چطور آزادیت را ربوده اند!! مگر فرق تو با آن سنگ سیاه رودخانه چیست؟چرا از حقوقت دفاع نمی کنی؟! چرا باید تو را در صندوقچه و گاوصندوق محصور کنند؟! تو باید همانند سنگ سیاه آزاد باشی! داد بزن، فریاد بزن، حقت را بگیر! از این حصار خارج شو، در معرض عموم قرار بگیر، بدون هیچ پوشش، بگذار جمال و زیباییت را ببینند!! “
چند نفر انسان صاحب عقل و درک و فهم و شعور می توانند باور کنند که اگر روزی مردم طلاهای خود را در خیابان ها رها کنند، هیچ سوءقصدی به طلاهاشان نخواهد شد؟! و چه قدر ساده لوح و زودباور است آن خواهری که گوش به فرمان جهود خود را از عرش به فرش کشاند، از طلا به سنگ سیاه افتاده کف رودخانه!! و چه نفاقی است در وجود چنین زنان به اصطلاح فِمینیست!! مگر فِمینیسم غیر از آن است که جایگاه زن والاتر از مرد باشد؟ مگر نه آنکه در کشورهای فمینیستی چون سوئد برای خودنمایی سعیشان این است تمامی دعاوی به نفع زنان تمام شود؟! مگر می شود طلاها را در کوچه و خیابان رها کرد و به طور آزادانه در معرض عموم قرار داد و سپس در مکانی به اصطلاح دادگاه تمامی بیچارگانی را که با دیدن تمام وقت طلاها ناخودآگاه غریزه شان بر آنها غلبه نموده و بر طلاها دستبرد زده اند سلاخی نمود؟!
چنین رفتارهای احمقانه ی جهود را می توان در دیگر مسائل نیز مشاهده کرد؛ نمونه ی بارز آن را می توان در قانون حمل اسلحه ی آمریکا مشاهده کرد؛ جایی که به مردم اجازه ی حمل اسلحه را می دهند ولی اجازه ی استفاده از آن را خیر!! گفته می شود که هر شهروند آمریکایی حق این را دارد که از خود و اموالش دفاع کند!! مثل آنکه خیابان ها پر از مشروب فروشی باشند و نوشیدن شراب ممنوع!!
اما اندک کسانی که چشم هاشان را باز نموده و ماورای این خیمه شب بازی های جهود را ببیند خواهند فهمید که تمامی این امور وسایطی نیستند جز در راستای نیل اهداف کلان مادی جهود! در بحث اسلحه تلاش می شود چرخ کارخانه های اسلحه سازی که جهود سهام داران اصلی آنانند چرخیده و در گام بعد سیاهان و دیگر ضعفای سیستم دجالی آمریکا به جای اندیشیدن به سیستم اقتصادی و دلایل ناکامیشان در کسب یک زندگی درخور، به جای اعتراض به شیوه ی درآمد سهام داران شرکت های غول آسا، شرکت های بیمه و بانکداران و صرافان با خود بجنگند و به قتال یکدیگر بپردازند!
در مسئله ی حقوق زنان نیز می توان همین دلایل را ذکر کرد؛ جایی که جهود با برهم زدن روابط مردان و زنان جامعه تحت لوای حقوق زنان و گسترش فحشا اذهان مرد و زن را به جای تمرکز بر استثمار جهود، به یکدیگر سوق داده تا بار دیگر این دیگران باشند که تاوان منافع مادی جهود را داده و برای منافع او با یکدیگر جدال کنند!
زنان با گرایش به کار خارج از خانه و در دست گرفتن شغل ها مردان را بیکار نموده و خواسته هاشان برای ازدواج روز به روز بالاتر و بالاتر می رود تا جایی که نرخ ازدواج لحظه به لحظه کاهش یافته (با این کار هدف «کاهش جمعیت جهان» نیز که یکی از اهداف استراتژیک جهود است تحقق یافته و منابع کم تری صرف غیرجهود می شود!) و شاهد مردانی خواهیم بود بیکار که خواهانند غرایز خود را به شکل غیراخلاقی و غیرشرعی تامین کنند! آن وقت است که جهود وب سایت های غیراخلاقیش روز به روز بیننده ی بیشتری پیدا می کنند، روز به روز سهام های او در کارخانجات نوشیدنی های الکلی، سیگار و دیگر دخانیات و افزایش پیدا می کند، روز به روز افراد بیشتری در شرکت های بزرگ شرط بندی شرکت کرده و روز به روز بینندگان بیشتری برای دیدن زیباترین زن سال وارد فسادخانه هاشان می شوند! در نهایت با مست و مدهوش شدن غیر جهود هدف شوم سیطره جهود بر عالم که ویژگی ها و چند و چونش را می توان در کتاب «پروتکول های بزرگان صهیون» مشاهده کرد تحقق می یابد!

هیتلر به منظور کاهش بیکاری زنان را از مشاغل حذف، مدارسی را برای آموزش خانه داری تاسیس و به منظور جلوگیری از گسترش ابتذال اخلاقی استفاده از لوازم آرایشی را در مکان های عمومی ممنوع کرد!
    

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*