نگاهی بر نظم اقتصادی حاضر در جهان و ارائه ی نظم پیشنهادی جایگزین!

آیا تا به حال  به نظم اقتصادی جهان امروز نگاهی انداختیم؟! به تورم، بیکاری و ورشکستگی های پی در پی! به بی عدالتی، توزیع ناعادلانه ی ثروت و در یک کلام ربا! به اینکه ثروتمندان از کشورها گرفته تا افراد کسانی نیستند که برای ثروت عظیم خود «کار» کرده باشند! به اینکه آنها تنها به واسطه ی اینکه تدوین گر نظم حاضرند ثروتمندند و به واسطه ی زور! به اینکه نَدارها و فقرا در این نظم کسانی نیستند جز کارگران و تولیدکنندگانی که اساسی ترین نیازهای بشر را تامین می کنند!

یک نظام هرمی شکل که در راس آن صاحبان سرمایه و ثروت قرار دارند و در کف آن کارگران و بردگان مدرن! چطور شده که همگان سکوت پیشه کرده اند و به جای ریشه کنی کامل و نابودی نظم به جابه جایی مهره ها رضایت می دهند؟؟!! قلبشان بیمار شده! تنها کسانی بر ضد این نظم قیام می کنند که در درجه ی نخست «قلب» سالمی داشته باشند؛ چرا که در درجه ی نخست این قلب سالم است که به دنبال عدل و حقیقت است و هر چیز ناحق و ناعادلانه را با تمام توان کنار می زند!

قلب مریض ذهن مریض را به دنبال دارد! ذهنی که به وجود بی عدالتی و بی اخلاقی رضایت می دهد؛ ذهنی که این زندگی و دنیای کثیف را تنها زندگی و دنیای موجود دانسته، آزمون الهی را مضحک می داند و در تلاش است تا آخرین نفسی که در این دنیاست لذت بیشتری را ببرد! ذهنی که به بوق و کرنا و  تبلیغات رسانه های افراد راس هرم(جهود) گوش فرا داده و به بی عدالتی ها، بیکاری ها و فسادهای نظم اقتصادی جهان امروز رضایت داده و هیچ اقدامی در جهت بازسازی این نظم و روی کارآمدن نظمی عادلانه انجام نمی دهد!

 

نظم حاضر: نظام پولی مبتنی بر طلا و ارز های خارجی(صادرات)

در نظم حاضر که مبتنی بر بدهی و رباست بیکاری و فقر جزء لاینفک اقتصاد بوده و بدون هیچ استثنائی چه در کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته وجود داشته و جالب آنکه توسط اقتصاددان ها از آنها به عنوان هزینه های توسعه و عوامل غیرقابل تغییر اقتصاد یاد می شود!! در نظم حاضر به کشورها در اقتصاد کلان همان طور نگاه می شود که به افراد در اقتصاد خرد نگاه می شود!! یک رقابت همه جانبه که در آن کشورها برای کسب ارز و به اصطلاح ارزآوری به صادرات بیشتر می پردازند!! به کشورهای با منابع غنی و سرشار همانند خانوار هایی نگاه می شود که در خانه ای صدمتری زندگی می کنند!! در حالی که افراد در اقتصاد خرد نمی توانند تنها وابسته به منابع مایملک خود باشند و برای زندگی و حفظ بقای خود وابسته به تعامل با دیگر افراد و کسب لوازم مورد نیاز از آنها و در نتیجه کسب درآمدند حال آنکه کشور ها صاحب منابع انسانی و طبیعی سرشارند و می توانند بدون هیچ تعاملی با خارج و تنها با استفاده از منابع داخلی به بقای خود ادامه دهند(لذا هیچ نیازی به رقابت صادراتی و ارزآوری برای کشورها نیست!). نظم حاضر نظمی است مبتنی بر بدهی و وام و تولید پول بدون هیچ پشتوانه ای معقول! نظمی که در آن بانک ها از طریق وام به طور نامحدود پول خلق کرده و روانه بازار می کنند و به هر که بخواهند آن را اعطا می کنند در حالی که هیچ منبع قابل خرید متناظری که بتوان با پول خلق شده آن را خرید تولید نشده و این یعنی تورم(به دلیل فزونی گرفتن حجم پول از منابع قابل خرید در بازار)! این یعنی ربا(کسب پول بدون تولید و کار)! این یعنی غصب اموال دیگران! این یعنی کم ارزش شدن پول کسانی که با عرق جبین و کار شبانه روزی آن را به سختی به دست آورده اند(به دلیل افزایش حجم پول در بازار که منجر به کاهش ارزش پول و قدرت خرید می شود).

کافیست لحظه ای تامل کنیم! جالب آنکه حتی منتقدان این نظم نیز تنها خواستار تغییر مهره ها هستند نه ریشه کنی این نظم و جایگزینی نظمی دیگر! آنها به انتقاد از خلق پول بدون پشتوانه در نظام پولی کاغذی(fiat) می پردازند؛ اما نسخه ی جایگزینشان چیست؟ طلا! می گویند طلا نادر است و ارزش ذاتی دارد! آیا طلا را می شود خورد؟ آیا می شود آن را پوشید؟ آیا این صحیح است که به دلیل نادر بودن طلا در کره ی خاکی آن را پشتوانه ی پولی خود بگذاریم؟! آیا انسان نادر نیست؟ اگر این دیدگاه صحیح باشد فاضلاب انسانی را هم می توان پشتوانه ی خلق پول قرار داد! جالب آنکه فاضلاب انسانی از طلا برای زندگی بشر مفید تر بوده و می توان از آن در تولید محصولات کشاورزی استفاده کرد 😊!!در نظام مبتنی بر طلا نیز تورم وجود خواهد داشت(چرا که وجود طلا در خزانه به معنای وجود کالای قابل خرید در بازار نیست! و اگر طلا را به کشورهای خارج بدهیم و محصول بگیریم تورم را به آن کشورها منتقل کرده ایم!)  با مبتنی بر طلا شدن نظام پولی در اقتصاد کلان کشورهایی صاحب ثروتی به وجود خواهند آمد که صاحب اکثریت طلا های این کره ی خاکیند(افزایش طلای یک کشور به معنای کاهش طلای دیگر کشورهاست)! کشورهایی که به تولید(کاهش تورم) هیچ کمکی نکرده و برای کسب طلای خود هیچ کاری نکرده اند(ربا)!

 

نظم جایگزین: نظام پولی مبتنی بر تولید(کار)

 در نظم جایگزین با ریشه کنی تمام فرمول ها و نظریات اقتصادی پیچیده و نامعلوم که توسط جهود و عمال جهود به وجود آمده اند و توسط رسانه ها(کتاب، تلویزیون و …) بر اذهان بشر تحمیل شده اند در درجه ی نخست ساده سازی تئوری اقتصادی صورت می گیرد. در این نظم این نرخ بهره، ارزآوری، سرمایه گذاری و … نیست که اقتصاد را توسعه می دهد بلکه این تنها «کار» و «تولید» است که در صدر تمامی امور قرار دارد و هر که کار و تولید بیشتری کند به همان مقدار پول بیشتری به دست آورده و تمامی درآمدهای حاصله از امری غیر از کار و تولید ممنوع و ریشه کن می شوند! در این نظم تورم ریشه کن می شود(به دلیل خلق پول در ازای کار و تولید یا به بیان دیگر وجود یک کالای قابل خرید در بازار به ازای هر واحد پول خلق شده)!! این نظم مبتنی بر وام و بهره نبوده و وسایط و منابع طبیعی مورد نیاز را از  طریق توزیع مستقیم(قرض منبع به صورت فیزیکی) در اختیار نیروی انسانی قرار می دهد، لذا فساد کاهش می یابد(فرد با منبع فیزیکی جز با کار روی آن کار دیگری نمی تواند انجام دهد). این نظم فاقد ربا و بهره است چرا که در آن فرد تنها معادل آنچه که قرض گرفته(منبع فیزیکی) را بازپرداخت می کند و هیچ پولی بدون خلق محصول قابل خرید متناظری تولید نمی شود! در این نظم این تولیدکننده و کارگر هستند که در راس هرم قرار دارند(به دلیل انجام کار بیشتر نسبت به دیگران) و خبری از سرمایه گذار، بانکدار، بورس باز و .. . نیست! در این نظم توسعه به ظرفیت حداکثری خود می رسد( به دلیل تولید محور بودن) و در نتیجه بیکاری به صفر می رسد(به دلیل اعطای منابع سرشار به تمامی افراد جویای کار و عدم وابستگی به سرمایه)!

در این نظم تمرکز اصلی فروش در بازار داخلی است و واردات و صادرات به ندرت صورت می پذیرند! لذا پایین بودن حقوق کارگران به معنای نبود قدرت خرید توسط مشتریان و در نهایت کاهش فروش و ورشکستگی و پایین بودن کیفیت محصولات تولیدی توسط کارگران و تولیدکنندگان به معنای مصرف محصولات بی کیفیت توسط خود آنها خواهد بود! کشور های کوچکی که توسط جهود از سرزمین های مادری خود جدا شده اند به منظور نیل به خودکفایی دوباره به آنها ملحق می شوند و در صورت ناتوانی کشورها در نیل به خودکفایی و کنار زدن وابستگی سعی می شود از مواد جایگزین و سنتز شده به جای مواد مورد نیاز استفاده شود(به عنوان مثال از ذغال سنگ به جای نفت در کشورهای فاقد منابع نفتی نظیر اروپا)!

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*